عبد الله قطب بن محيى

35

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

چون به اين مقام رسيد ، بر وفق « الحرب سجال » گاه غلبه او را است و اين هنگام قيام به هيئتى كه ملايم جهان اعلى و رسم و آيين مملكت خودش است مىنمايد « و هى المسماة خيرات » . و گاه غلبهء قواى جسمانيه را است ، و اين هنگام مستعمل است در هيئتى كه ملايم جهان ادنى است و رسم و آيين شهرستان تن است « و هى المسماة شرورا » . و آنچه روح را معين است بر ظهور ذات او و بروز خاصيات او ؛ كثرت ذكر عالم اعلى است و تأمّل در هيئت قدسيّه و تشويق نفس به سوى تحلّى به آن و ايثار صحبت آنان از بنى نوع كه هيئت قدسيه در ايشان متمكن گشته ، و اجتناب از صحبت بازماندگان كه اسير قواى جسمانيه‌اند و تقييد نفس به تشبّه و تأسّى و چنانچه قواى جسمانيه را مددها است از خارج ، قوّهء روحانيه را نيز مددها است از عالم اعلى ، چون عنان عنايت الهى معطوف گردد ، به صوب تخليص كسى بالكليه از عالم رجس و تطهير او از ادناس جسم به ترادف امداد ، چنان شود كه روح او به تمام خاصيّت خويش ظهور كند و قواى جسمانيه را بالتّمام در تحت سلطان خويش درآرد ، و هر يك را در مقام خويش به كار بازدارد ، چنانچه هيچ يك از مقام خويش يك سر موى تجاوز نتوانند كرد و نكنند . و چون تحقّق به اين مقام حاصل گردد ، خلافت روح در عالم صغير مقرر شود و مقام كمال شخص را مسلّم گردد . و اگر خلافت در عالم كبير از وى مقصود باشد ، اسباب تكميل وى را دهند و به مقام هدايت بازدارند « و يكون ما يكون » . ديگر پرسيده بودند كه سبب حب مال و اولاد و ازواج و ميل نفس به فانيات چيست و طريق دفع آن چگونه است ؟ جواب : اصل ميل به اين‌ها منشأش قوّتى است كه به مقتضاى حكمت الهى در نهاد انسان نهاده شده و حفظ بنيه نوعا و شخصا بدان منوط گشته ، مادام كه سلطان روح غالب است و قوا را از حدود خود تجاوز ممكن نيست ، ميل به اين‌ها جز به قدر واجب